دشت تنهایی

صدای نا له ی مهتاب آمد
گفت لیلی  لب دریاچه ی غصه به ماهیها :
صدای کیست؟
سکوت گریه ی شمعی به گوش آمد
پروانه پرپر شد
گفت لیلی  به تنها غنچه ی سرخ میان راه :
سرود کیست ؟
غنچه لرزید
صدای نا له گم شد
گریه خوابید
بارش الماس لیلی
میان دشت تنهایی
نهال خشک مجنون را
اشک دل داد


 



 

/ 1 نظر / 6 بازدید
رضا مصلح

و عشق سبز مي شود حتي در سكوت و اشك اگر صداي ليلي را ماهيان به گوش مجنون آب آب كنند بوي مهتاب مي رقصد كنار سكوت پنجره اگر شاعر قصه ما دشت تنهائيش را با اهل آسمانش قسمت كند. [گل]