سکوت باران

عطار نیشابوری گرامی باد
نویسنده : مژگان صحراگرد - ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٤
 

فریدالدّین ابوحامِد محمّد بن ابوبکر ابراهیم بن اسحاق عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) (بنا بر آنچه که تاریخ نویسان گفته اند سال ولادتش را بعضی 513 و بعضص 537 هق میدانند) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در قریه کدکن یا شادیاخ که در آن زمان از توابع شهر نیشابور بوده به دنیا آمد. 
 از دوران کودکی او اطلاعی در دست نیست جز اینکه پدرش در شهر شادیاخ به شغل عطاری که همان دارو فروشی بود مشغول بوده که بسیار هم در این کار ماهر بود و بعد از وفات پدر، فریدالدین کار پدر را ادامه می دهد و به شغل عطاری مشغول می شود. او در این هنگام نیز طبابت می کرده و اطلاعی در دست نمی باشد که نزد چه کسی طبابت را فرا گرفته، او به شغل عطاری و طبابت مشغول بوده تا زمانی که آن انقلاب روحی در وی به وجود آمد و در این مورد داستانهای مختلفی بیان شده که معروفترین آن این است که:

"روزی عطار در دکان خود مشغول به معامله بود که درویشی به آنجا رسید و چند بار با گفتن جمله چیزی برای خدا بدهید از عطار کمک خواست ولی او به درویش چیزی نداد. درویش به او گفت: ای خواجه تو چگونه می خواهی از دنیا بروی؟ عطار گفت: همانگونه که تو از دنیا می روی. درویش گفت: تو مانند من می توانی بمیری؟ عطار گفت: بله، درویش کاسه چوبی خود را زیر سر نهاد و با گفتن کلمه الله از دنیا برفت. عطار چون این را دید شدیداً متغیر شد و از دکان خارج شد و راه زندگی خود را برای همیشه تغییر داد."

 او بعد از مشاهده حال درویش دست از کسب و کار کشید و به خدمت شیخ الشیوخ عارف رکن الدین اکاف رفت که در آن زمان عارف معروفی بود و به دست او توبه کرد و به ریاضت و مجاهدت با نفس مشغول شد و چند سال در خدمت این عارف بود. عطار سپس قسمتی از عمر خود را به رسم سالکان طریقت در سفر گذراند و از مکه تا ماوراءالنهر به مسافرت پرداخت و در این سفرها بسیاری از مشایخ و بزرگان زمان خود را زیارت کرد و در همین سفرها بود که به خدمت مجدالدین بغدادی رسید. گفته شده در هنگامی که شیخ به سن پیری رسیده بود بهاءالدین محمد پدر جلال الدین بلخی با پسر خود به عراق سفر می کرد که در مسیر خود به نیشابور رسید و توانست به زیارت شیخ عطار برود، شیخ نسخه ای از اسرار نامه خود را به جلال الدین که در آن زمان کودکی خردسال بود داد. عطار مردی پر کار و فعال بوده چه در آن زمان که به شغل عطاری و طبابت اشتغال داشته و چه در دوران پیری خود که به گوشه گیری از خلق زمانه پرداخته و به سرودن و نوشتن آثار منظوم و منثور خود مشغول بوده است. در مورد وفات او نیز گفته های مختلفی بیان شده و برخی از تاریخ نویسان سال وفات او را 627 هجری .ق، دانسته اند و برخی دیگر سال وفات او را 632 و 616 دانسته اند ولی بنا بر تحقیقاتی که انجام گرفته بیشتر محققان سال وفات او را 627 هجری .ق دانسته اند و در مورد چگونگی مرگ او نیز گفته شده که او در هنگام یورش مغولان به شهر نیشابور توسط یک سرباز مغول به شهادت رسیده که شیخ بهاءالدین در کتاب معروف خود کشکول این واقعه را چنین تعریف می کند که وقتی لشکر تاتار به نیشابور رسید اهالی نیشابور را قتل عام کردند و ضربت شمشیری توسط یکی از مغولان بر دوش شیخ خورد که شیخ با همان ضربت از دنیا رفت و نقل کرده اند که چون خون از زخمش جاری شد شیخ بزرگ دانست که مرگش نزدیک است. 
مقبره شیخ عطار در نزدیکی شهر نیشابور قرار دارد و چون در عهد تیموریان مقبره او خراب شده بود به فرمان امیر علیشیر نوایی وزیر سلطان حسین بایقرا مرمت و تعمیر شد. 
وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینه عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخوردار بوده‌است.  

معرفی آثار عطار :
آثار شیخ به دو دسته منظوم و منثور تقسیم می شود. آثار منظوم او عبارت است از: 1- دیوان اشعار که شامل غزلیات و قصاید و رباعیات است. 2- مثنویات او عبارت است از: الهی نامه، اسرار نامه، مصیبت نامه، وصلت نامه، بلبل نامه، بی سر نامه، منطق الطیر، جواهر الذات، حیدر نامه، مختار نامه، خسرو نامه، اشتر نامه و مظهر العجایب. از میان این مثنویهای عرفانی بهترین و شیواترین آنها که به نام تاج مثنویهای او به شمار می آید منطق الطیر است که موضوع آن بحث پرندگان از یک پرنده داستانی به نام سیمرغ است که منظور از پرندگان سالکان راه حق و مراد از سیمرغ وجود حق است که عطار در این منظومه با نیروی تخیل خود و به کار بردن رمزهای عرفانی به زیباترین وجه سخن می گوید که این منظومه یکی از شاهکارهای زبان فارسی است و منظومه مظهر العجایب و لسان الغیب است که برخی از ادبا آنها را به عطار نسبت داده اند و برخی دیگر معتقدند که این دو کتاب منسوب به عطار نیست.
آثار منثور عطار:
یکی از معروفترین اثر منثور عطار تذکرة الاولیاست که در این کتاب عطار به معرفی 96 تن از اولیا و مشایخ و عرفای صوفیه پرداخته است.

 

 

 

 

 

 


 
 
عطار نیشابوری گرامی باد
نویسنده : مژگان صحراگرد - ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٤
 

فریدالدّین ابوحامِد محمّد بن ابوبکر ابراهیم بن اسحاق عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) (بنا بر آنچه که تاریخ نویسان گفته اند سال ولادتش را بعضی 513 و بعضص 537 هق میدانند) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در قریه کدکن یا شادیاخ که در آن زمان از توابع شهر نیشابور بوده به دنیا آمد. 
 از دوران کودکی او اطلاعی در دست نیست جز اینکه پدرش در شهر شادیاخ به شغل عطاری که همان دارو فروشی بود مشغول بوده که بسیار هم در این کار ماهر بود و بعد از وفات پدر، فریدالدین کار پدر را ادامه می دهد و به شغل عطاری مشغول می شود. او در این هنگام نیز طبابت می کرده و اطلاعی در دست نمی باشد که نزد چه کسی طبابت را فرا گرفته، او به شغل عطاری و طبابت مشغول بوده تا زمانی که آن انقلاب روحی در وی به وجود آمد و در این مورد داستانهای مختلفی بیان شده که معروفترین آن این است که:

"روزی عطار در دکان خود مشغول به معامله بود که درویشی به آنجا رسید و چند بار با گفتن جمله چیزی برای خدا بدهید از عطار کمک خواست ولی او به درویش چیزی نداد. درویش به او گفت: ای خواجه تو چگونه می خواهی از دنیا بروی؟ عطار گفت: همانگونه که تو از دنیا می روی. درویش گفت: تو مانند من می توانی بمیری؟ عطار گفت: بله، درویش کاسه چوبی خود را زیر سر نهاد و با گفتن کلمه الله از دنیا برفت. عطار چون این را دید شدیداً متغیر شد و از دکان خارج شد و راه زندگی خود را برای همیشه تغییر داد."

 او بعد از مشاهده حال درویش دست از کسب و کار کشید و به خدمت شیخ الشیوخ عارف رکن الدین اکاف رفت که در آن زمان عارف معروفی بود و به دست او توبه کرد و به ریاضت و مجاهدت با نفس مشغول شد و چند سال در خدمت این عارف بود. عطار سپس قسمتی از عمر خود را به رسم سالکان طریقت در سفر گذراند و از مکه تا ماوراءالنهر به مسافرت پرداخت و در این سفرها بسیاری از مشایخ و بزرگان زمان خود را زیارت کرد و در همین سفرها بود که به خدمت مجدالدین بغدادی رسید. گفته شده در هنگامی که شیخ به سن پیری رسیده بود بهاءالدین محمد پدر جلال الدین بلخی با پسر خود به عراق سفر می کرد که در مسیر خود به نیشابور رسید و توانست به زیارت شیخ عطار برود، شیخ نسخه ای از اسرار نامه خود را به جلال الدین که در آن زمان کودکی خردسال بود داد. عطار مردی پر کار و فعال بوده چه در آن زمان که به شغل عطاری و طبابت اشتغال داشته و چه در دوران پیری خود که به گوشه گیری از خلق زمانه پرداخته و به سرودن و نوشتن آثار منظوم و منثور خود مشغول بوده است. در مورد وفات او نیز گفته های مختلفی بیان شده و برخی از تاریخ نویسان سال وفات او را 627 هجری .ق، دانسته اند و برخی دیگر سال وفات او را 632 و 616 دانسته اند ولی بنا بر تحقیقاتی که انجام گرفته بیشتر محققان سال وفات او را 627 هجری .ق دانسته اند و در مورد چگونگی مرگ او نیز گفته شده که او در هنگام یورش مغولان به شهر نیشابور توسط یک سرباز مغول به شهادت رسیده که شیخ بهاءالدین در کتاب معروف خود کشکول این واقعه را چنین تعریف می کند که وقتی لشکر تاتار به نیشابور رسید اهالی نیشابور را قتل عام کردند و ضربت شمشیری توسط یکی از مغولان بر دوش شیخ خورد که شیخ با همان ضربت از دنیا رفت و نقل کرده اند که چون خون از زخمش جاری شد شیخ بزرگ دانست که مرگش نزدیک است. 
مقبره شیخ عطار در نزدیکی شهر نیشابور قرار دارد و چون در عهد تیموریان مقبره او خراب شده بود به فرمان امیر علیشیر نوایی وزیر سلطان حسین بایقرا مرمت و تعمیر شد. 
وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینه عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخوردار بوده‌است.  

معرفی آثار عطار :
آثار شیخ به دو دسته منظوم و منثور تقسیم می شود. آثار منظوم او عبارت است از: 1- دیوان اشعار که شامل غزلیات و قصاید و رباعیات است. 2- مثنویات او عبارت است از: الهی نامه، اسرار نامه، مصیبت نامه، وصلت نامه، بلبل نامه، بی سر نامه، منطق الطیر، جواهر الذات، حیدر نامه، مختار نامه، خسرو نامه، اشتر نامه و مظهر العجایب. از میان این مثنویهای عرفانی بهترین و شیواترین آنها که به نام تاج مثنویهای او به شمار می آید منطق الطیر است که موضوع آن بحث پرندگان از یک پرنده داستانی به نام سیمرغ است که منظور از پرندگان سالکان راه حق و مراد از سیمرغ وجود حق است که عطار در این منظومه با نیروی تخیل خود و به کار بردن رمزهای عرفانی به زیباترین وجه سخن می گوید که این منظومه یکی از شاهکارهای زبان فارسی است و منظومه مظهر العجایب و لسان الغیب است که برخی از ادبا آنها را به عطار نسبت داده اند و برخی دیگر معتقدند که این دو کتاب منسوب به عطار نیست.
آثار منثور عطار:
یکی از معروفترین اثر منثور عطار تذکرة الاولیاست که در این کتاب عطار به معرفی 96 تن از اولیا و مشایخ و عرفای صوفیه پرداخته است.

 

 

 

 

 

 


 
 
روز مادر مبارک و گرامی
نویسنده : مژگان صحراگرد - ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٤
 


 
 
روز طبیعت
نویسنده : مژگان صحراگرد - ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩٤
 

سیرده به در خجسته و روز طبیعت فرخنده


 
 
نوروز خجسته
نویسنده : مژگان صحراگرد - ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩٤
 

 




 
 
4 شنبه سوری
نویسنده : مژگان صحراگرد - ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩۳
 

چهارشنبه سوری گرامیداشت آیین کهن پارسی هست نه برپاکردن آتش های بزرگ و استفاده از ترقه های خطرناک و سوختگی و برهم زدن آرامش دیگران . بیایید این آیین زیبا را با آرامش و نشان دادن شخصیت انسانی یک ایرانی پاس داریم 
 
 
 

 

چهارشنبه‌سوری یکی از جشن‌های ایرانی است که در شب آخرین چهارشنبهٔ سال (سه‌شنبه شب) برگزار می‌شود
جشن «سور» از گذشته بسیار دور در ایران زمین مرسوم بوده‌است که جشنی ملی و مردمی است و «چهارشنبه سوری» نام گرفته‌است که طلایه‌دار نوروز است
یکی از جشن‌های آتش که در ایران باستان برای پیش درآمد یا پیش‌باز نوروز برگزار می‌شده و آمیزه‌ای از چند آیین گوناگون است،
جشن سوری بوده‌است. سوری به یک چم (معنی) سرخی است و اشاره به سرخی گل است که در این روز می‌افروخته‌اند..
در شاهنامهٔ فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چهارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان‌دهندهٔ کهن بودن این جشن است.
مراسم سنّتی مربوط به این جشن ملّی، از دیرباز در فرهنگ سنّتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده‌است.
واژهٔ «چهارشنبه‌سوری» از دو واژهٔ چهارشنبه — نام یکی از روزهای هفته — و سور به معنای عیش و عشرت ساخته شده است
طبق آیین باستان در این رو آتش بزرگی بر افروخته می شود که تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می‌شود
که این آتش معمولاً در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن می‌کنند و از روی آن می‌پرند آغاز می‌شود و در زمان پریدن می‌خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من».
این جمله نشانگر مراسمی برای تطهیر و پاک‌سازی مذهبی است که واژه «سوری» به معنی «سرخ» به آن اشاره دارد.
به بیان دیگر مردم خواهان آن هستند که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلاتشان را بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو به آنها بدهد.
چهارشنبه‌سوری جشنی نیست که وابسته به دین یا قومیّت افراد باشد و در میان بیشتر ایرانیان رواج دارد.
چند روز پیش از نوروز مردمانی به نام آتش‌افروزان که پیام‌آور این جشن اهورایی بودند به شهرها و روستاها می‌رفتند تا مردم را برای این آیین آماده کنند.
آتش‌افروزان، زنان و مردانی هنرمند بودند که با برگزاری نمایشهای خیابانی، دست‌افشانی‌ها، سرودها و آوازهای شورانگیز به سرگرم کردن و خشنود ساختن مردمان می‌پرداختند؛
آنها از هفت روز پیش از نوروز تا دو هفته پس از نوروز با پدید آمدن تاریکی شامگاه، در تمامی جایهای شهر و ده آتش می‌افروختند و آن را تا برآمدن خورشید روشن نگاه می‌داشتند.
این آتش، نماد و نشانهٔ نیروی مهر و نور و دوستی بود.
هدف آتش‌افروزان برگرداندن نیروی فزاینده و نیک به مردمان برای چیره شدن بر غم و افسردگی بود.
همین هدف مهمترین دلیل برپایی جشن سده در میانه زمستان هم هست
چهارشنبه سوری در شهرهای گوناگون
شیراز
افروختن آتش در معابر و خانه‌ها، فالگوشی، اسپند دود کردن، نمک گرد سر گرداندن.
در موقع اسفند دودکردن و نمک گردانیدن، وردهای مخصوصی وجود دارد که زنان می‌خوانند.
در گذشته قلمرو چهارشنبه سوری در شیراز صحن بقعه شاه چراغ بوده‌است
و در آنجا توپ کهنه‌ای است، که مانند توپ مروارید تهران زنان از آن حاجت می‌خواهند.
زنان در گذشته در حمامی که آب آن از رودخانه سعدیه می‌آمد در این روز استحمام می کرده‌اند.
به جهت رفع بلاها و گشوده شدن بخت دختران
 

 
 
8 مارس روز جهانی زنان
نویسنده : مژگان صحراگرد - ساعت ٥:٤٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩۳
 

8 مارس روز جهانی زنان گرامی باد 

 


 
 
روز درختکاری
نویسنده : مژگان صحراگرد - ساعت ۳:٠٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ اسفند ۱۳٩۳
 


 
 
عشق محال
نویسنده : مژگان صحراگرد - ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩۳
 

چاپ سروده "عشق محال" از کتاب "سکوت باران" در "نگاه پنجشنبه" بخش ادبی روزنامه "خبرجنوب"  



 
 
سپندارمذگان
نویسنده : مژگان صحراگرد - ساعت ۱:٤٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩۳
 


 
 
روز عشق مبارک
نویسنده : مژگان صحراگرد - ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩۳
 

 


 
 
مرواریدهای غلطان
نویسنده : مژگان صحراگرد - ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩۳
 

رونمایی از کتاب مرواریدهای غلطان از استاد ناصر امامی (تک بیتی ها با خط بریل ویژه روشن دلان) در تالار حافظ


 
 
یاد حمید مصدق گرامی
نویسنده : مژگان صحراگرد - ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ بهمن ۱۳٩۳
 


 
 
تولد یک سالگی سکوت باران
نویسنده : مژگان صحراگرد - ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ بهمن ۱۳٩۳
 

تولد یک سالگی کتاب " سکوت باران " 


 
 
یاد مشفق گرامی باد
نویسنده : مژگان صحراگرد - ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ دی ۱۳٩۳
 

یاد مشفق گرامی باد

 استاد مهدی مشفق کاشانی در پی حمله قلبی در بیمارستان دار فانی را وداع گفت.
وی قرار بود امشب در مراسمی با حضور جمعی از شاعران ایران شرکت کند.
در این مراسم شاعران پیشکسوت زیادی حضور داشتند و پس از اطلاع از خبر درگذشت استاد مشفق کاشانی، برای عرض تسلیت و اظهار همدردی با خانواده این شاعر گرانمایه، عازم منزل وی شدند.
عباس کی‌ منش ملقب به مشفق کاشانی متولد ۱۳۰۴ شهر کاشان بود. وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همین شهر به پایان رساند.
عباس کی متش معروف به «مشفق کاشانی» در سال 1304 شمسی در کاشان متولد شد.
تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاه خود به پایان برد و سپس برای ادامه  تحصیل به دانشگاه تهران راه یافت و به اخذ درجه‏ ی فوق لیسانس در رشته‏ ی امور اداری و بودجه نایل آمد.
از نامبرده تاکنون شش مجموعه شعر با عناوین: صلای غم یا تضمین 12 بند محتشم کاشانی، خاطرات، سرود زندگی، شراب آفتاب، آذرخش، آیینه خیال منتشر شده است. از استاد مشفق کاشانی ده ها مجموعه شعر منتشر شده است.
چندی پیش، مراسم بزرگداشت وی در مؤسسه اوج برگزار شد. 





 


 
 
پایتخت کتاب ایران
نویسنده : مژگان صحراگرد - ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ دی ۱۳٩۳
 

طرح پایتخت کتاب ایران

طرح پایتخت کتاب ایران را به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی تحویل دادم



 
 
2015
نویسنده : مژگان صحراگرد - ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۱ دی ۱۳٩۳
 


 
 
پرواز تا پردیس از کتاب سکوت باران
نویسنده : مژگان صحراگرد - ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ آذر ۱۳٩۳
 


 
 
نشست ادبی
نویسنده : مژگان صحراگرد - ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ آذر ۱۳٩۳
 

بخشی از گفتگوی نشست ادبی مژگان صحراگرد در سالن سرو سیزدهمین نمایشگاه بین المللی کتاب فارس

 
https://soundcloud.com/sokootebaran/neshaste-adabi


 
 
روزنامه خبر جنوب ویژه نمایشگاه کتاب
نویسنده : مژگان صحراگرد - ساعت ٦:٥٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳ آذر ۱۳٩۳
 



 
 
← صفحه بعد